يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
93
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
و ظفر خان و نصرت خان و محمود خان شدند - و ملك اسد الدين برادرزاده را نايب باربك گردانيد - و ملك بهاء الدين خواهرزاده عرض ممالك و اقطاع سامانه يافت - و گرشاسب « 1 » ملك خطاب داد و « 2 » ديوان وزارت بعهدهء شادى « 3 » داد و داماد خود كرد و اعوان و انصار قديم را شغلها مناسب حال « 4 » ارزانى داشت - چون كار مملكت قرار گرفت در سنة المذكور الغ خان را با عساكر قاهره جانب ولايت تلنگ و معبر « 5 » نامزد فرمود - الغ خان مذكور با كوكبه و دبدبهء « 6 » بادشاهى بيرون آمد « 7 » - لشكر چنديرى و بداون و اودهه و كره و دلمو و بنكرمو « 8 » و اقطاعات ديگر به دو پيوست - ميان ديوگير شده در ولايت تلنگ « 9 » درآمدند - لشكر ديوگير نيز « 10 » بيامد - الغ خان در ارنگل كه دار الملك هفصد سال « 11 » راى كرن مها ديو و آبا و اجداد او بود رفته محصّر كرد - راى مذكور با جمعيت مقدّمان و سران خويش حصارى شد - و ارنكل را دو حصار است - سنگين و گلى - و هر دو در غايت « 12 » استحكامى - چون الغ خان حصار گلى « 13 » را محصّر كرد - فرمود تا ولايت تلنگ را نهب و « 14 » تاراج كنند - غنايم و علف به جهت لشكر بيارند - بدين سبب « 15 » لشكر را در ما يحتاج وسعتى پيدا آمد - در كار حصارگيرى بدل و جان سعى مىنمودند « 16 » - جنگهاى مردانه « 17 » از طرفين سخت ميشد -
--> ( 1 ) B . كرشباشب ملك ( 2 ) M . داده ديوان ( 3 ) M . بعده منادي داد ( 4 ) M . مناسب ارزاني ( 5 ) M . omits معبر ( 6 ) M . الغ خان با كوكبهء پادشاهي بيرون ( 7 ) M . آمده ( 8 ) M . دلمؤ و سكرمؤ ( 9 ) M . ولايت ملتان درآمدند ( 10 ) M . omits نيز ( 11 ) B . سال را ارن مهاديو و آبا ( 12 ) M . غايت محكمى ( 13 ) M . گلين ( 14 ) M . نهب كنند ( 15 ) M . omits بدين سبب ( 16 ) M . مينمود ( 17 ) M . omits مردانه